ترجمه "bare" به فارسی
برهنه, لخت, عریان بهترین ترجمه های "bare" به فارسی هستند.
bare
adjective
verb
noun
adverb
دستور زبان
An extinct language of Venezuela. [..]
-
برهنه
adjectivenaked, uncovered
-
لخت
adjective nounhaving no decoration
-
عریان
adjectiveYes, Pavel, the peasant will lay the land bare for himself when he rises to his feet.
بله، پاول حق داری دهقان ما روزی که شورش کنه زمین را عریان خواهد ساخت.
-
ترجمه های کمتر
- طاس
- لخت کردن
- اندک، جزئی
- حزین
- مَحض، صِرف، بی پیرایه، ناب، بی آمیغ
- کم
- لاج
- لچ
- ویران
- (قدیمی) زمان گذشته ی فعل : bear
- آشکار کردن
- آگهی کردن
- افشا کردن
- افشاگری کردن
- برهنه شدن
- برهنه کردن
- تبلیغات کردن
- عاری ساختن
- عریان کردن
- لخت شدن
- نشان دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bare
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Bare" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bare در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "bare"
عباراتی شبیه به "bare" با ترجمه به فارسی
-
آشکارا · به سختی · بی آلایش · حداقل · درست · فاش · فقط · ناچیز · کم
-
برهنگی · بی ارایشی · خرابی · سادگی
-
قسر در رفتن
-
برهنه دکل، عریان دکل، با دکل های بی بادبان
-
آشکار شد · آشکار کرد · بدون کلاه · برهنه شد · لخت · لخت کرد
-
پرنده ددری لختسیما
-
جغد پابرهنه
-
كاشت ریشهلخت · نهالکاری ریشهلخت · کاشت ریشهعریان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن