ترجمه "bargainer" به فارسی

فروشنده, بازرگان, سوداگر بهترین ترجمه های "bargainer" به فارسی هستند.

bargainer noun دستور زبان

A person who makes a bargain [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فروشنده

    noun
  • بازرگان

    noun
  • سوداگر

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • معاملهگر
    • معامله گر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bargainer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bargainer" با ترجمه به فارسی

  • خرید ارزان، چانه زنی
  • خرید با تخفیف
  • چانه زنی ائتلافی
  • نظریه چانه زنی · چانه زنی
  • ارزان · ارزانی
  • (حقوق) توافق قبل از محاکمه (که طی آن متهم به گناه کوچکتری اقرار می کند و در عوض دادستان نیز از اتهامات شدیدتر او می گذرد ودر نتیجه محاکمه زود تمام می شود)
  • ابتیاع · با تخفیف · بز · به توافق رسیدن · تهاتر کردن · خرید · خرید ارزان · دادوستد · سودا · طی کردن (قیمت را) · قرارداد · قرارداد معامله · قید و شرط، قرار معادله، چانه در معادله · قیمت خوب · مذاکره کردن · معامله · موافقت · چانه زدن
  • (در معامله کردن) عامل کمک کننده به عقد قرارداد یا دستیابی به شرایط خوب · انگیزانه · اهرم چانه زنی · مزیت
اضافه کردن

ترجمه های "bargainer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه