ترجمه "bargaining" به فارسی
نظریه چانه زنی, چانه زنی بهترین ترجمه های "bargaining" به فارسی هستند.
bargaining
noun
verb
دستور زبان
Present participle of bargain. [..]
-
نظریه چانه زنی
-
چانه زنی
It was honest bargaining, friend.
این چانه زنی صادق ، دوست بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bargaining " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bargaining" با ترجمه به فارسی
-
خرید ارزان، چانه زنی
-
خرید با تخفیف
-
چانه زنی ائتلافی
-
ارزان · ارزانی
-
(حقوق) توافق قبل از محاکمه (که طی آن متهم به گناه کوچکتری اقرار می کند و در عوض دادستان نیز از اتهامات شدیدتر او می گذرد ودر نتیجه محاکمه زود تمام می شود)
-
ابتیاع · با تخفیف · بز · به توافق رسیدن · تهاتر کردن · خرید · خرید ارزان · دادوستد · سودا · طی کردن (قیمت را) · قرارداد · قرارداد معامله · قید و شرط، قرار معادله، چانه در معادله · قیمت خوب · مذاکره کردن · معامله · موافقت · چانه زدن
-
(در معامله کردن) عامل کمک کننده به عقد قرارداد یا دستیابی به شرایط خوب · انگیزانه · اهرم چانه زنی · مزیت
-
چانی زنی اولیه – منافع اولیه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن