ترجمه "barricade" به فارسی
رادع, مانع, راهبند بهترین ترجمه های "barricade" به فارسی هستند.
barricade
verb
noun
دستور زبان
An obstacle, barrier or bulwark. [..]
-
رادع
-
مانع
The only reason we're still alive is that barricade out there.
تنها دلیلی که الان ما زنده ایم اون مانع اون بیرونه
-
راهبند
Car bomb barricades, full-time Marines.
راهبند منفجر کننده ماشين ها يا افراد تمام وقت در حال آماده باش داشته باشه
-
ترجمه های کمتر
- بازدار
- جلوگیر
- (جنگ های خیابانی) سنگر
- (در خیابان ها) سنگربندی کردن
- راهبندی کردن
- سد معبر
- سدراه کردن
- کوچه بند
- کوچه بندی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " barricade " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "barricade"
عباراتی شبیه به "barricade" با ترجمه به فارسی
-
سنگربندی موقتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن