ترجمه "barrier" به فارسی
سد, مانع, حصار بهترین ترجمه های "barrier" به فارسی هستند.
A structure that bars passage. [..]
-
سد
nounTrembling, not with fear, but the effort of maintaining the barrier.
همه میلرزند، اما نه از ترس، بلکه از فشار تلاشی که برای حفظ سد به کار میبرند.
-
مانع
Unable to break through the invisible barrier which separates Drust and me from them.
نمیتوانند مانع نامرئی که من و در است را از آنها جدا کرده است درهم بشکنند.
-
حصار
nounItseemed as though it might be possible to pierce this worm eaten barrier.
به نظر میرسید که سوراخ کردن این حصار کرم خورده ممکن است.
-
ترجمه های کمتر
- فاصل
- دیواره
- راهبند
- بازدار
- جداساز
- جلوگیر
- رادع
- (اسبدوانی) دروازه ی آغاز
- (در اصل) سنگر یا جان پناه یا سد جلوی دروازه یا پل
- (در مسابقات سواران - قرون وسطی) نرده ی دور رزمگاه
- باجه ی گمرک (در مرز)
- سکوی یخی (بیشتر ice shelf می گویند)
- مانع همگامسازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " barrier " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
مانع
Unable to break through the invisible barrier which separates Drust and me from them.
نمیتوانند مانع نامرئی که من و در است را از آنها جدا کرده است درهم بشکنند.
تصاویر با "barrier"
عباراتی شبیه به "barrier" با ترجمه به فارسی
-
سد آبسنگی کبیر (در ساحل شمال شرقی ایالت کوینز لند - استرالیا - طول 0511 کیلومتر آبسنگ مرجانی است) · صخرههای مرجانی بزرگ استرالیا
-
موانع ورود به بازار
-
(مقاومت فزاینده ی هوا هنگام نزدیک شدن هواپیما و غیره به سرعت صوت) دیوار صوتی · سد صوتی (sound barrier هم می گویند) · مانع صوتی
-
صخرههای مرجانی
-
(دیواره ی آبسنگی (coral) که در دریا موازی با کرانه وجود دارد) سد آبسنگی
-
موانع دستیابی
-
دیوار صوتی · رجوع شود به sonic barrier · مانع صوتی
-
رجوع شود به thermal barrier