ترجمه "barrenness" به فارسی

نازایی, خشکی, بیحاصلی بهترین ترجمه های "barrenness" به فارسی هستند.

barrenness noun دستور زبان

The property of being barren; the property of not supporting life. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نازایی

    noun

    After decades of barrenness, Sarah bore Isaac when she was 90 years old.

    سارَه پس از دهها سال نازایی در سن نود سالگی اِسحاق را به دنیا آورد.

  • خشکی

    noun

    But despite high hopes, the LHC revealed a barren subatomic wilderness

    اما با وجود امیدهای زیاد، LHC بیابان خشکی از ذرات زیر اتمی را نمایان کرد

  • بیحاصلی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " barrenness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "barrenness" با ترجمه به فارسی

  • (جانورشناسی - گیاه شناسی) دیرزا (حیوان یا گیاهی که به موقع بارور نمی شود) · بایر · برهوت · بی آب و علف · بی بار · بی ثمر · بی حاصل · بی فایده · تهی · حزین · خالی · خسته کننده · زمین بایر · سترون · عقیم · لم یزرع · لوت · ملالت آور · نابرومند · نازا · ویران
  • (جانورشناسی - گیاه شناسی) دیرزا (حیوان یا گیاهی که به موقع بارور نمی شود) · بایر · برهوت · بی آب و علف · بی بار · بی ثمر · بی حاصل · بی فایده · تهی · حزین · خالی · خسته کننده · زمین بایر · سترون · عقیم · لم یزرع · لوت · ملالت آور · نابرومند · نازا · ویران
  • (جانورشناسی - گیاه شناسی) دیرزا (حیوان یا گیاهی که به موقع بارور نمی شود) · بایر · برهوت · بی آب و علف · بی بار · بی ثمر · بی حاصل · بی فایده · تهی · حزین · خالی · خسته کننده · زمین بایر · سترون · عقیم · لم یزرع · لوت · ملالت آور · نابرومند · نازا · ویران
  • (جانورشناسی - گیاه شناسی) دیرزا (حیوان یا گیاهی که به موقع بارور نمی شود) · بایر · برهوت · بی آب و علف · بی بار · بی ثمر · بی حاصل · بی فایده · تهی · حزین · خالی · خسته کننده · زمین بایر · سترون · عقیم · لم یزرع · لوت · ملالت آور · نابرومند · نازا · ویران
اضافه کردن

ترجمه های "barrenness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه