ترجمه "barrels" به فارسی
بشکهها ترجمه "barrels" به فارسی است.
barrels
verb
noun
Plural form of barrel. [..]
-
بشکهها
Next they gathered four empty crates and placed one over each oil barrel.
سپس چهار جعبهی چوبی خالی فراهم کردند و هر جعبه را روی یکی از بشکهها قرار دادند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " barrels " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "barrels" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا - خودمانی) با سرعت رفتن · (عامیانه) مقدار زیاد · استوانه ی گردان · بشکه · بشکه (معمولا از تخته های چوبی که توسط حلقه یا تسمه ی فلزی به هم وصل شده باشند) · جعبه فنر ساعت · خیلی · در بشکه ریختن · ساقه ی پر · لول · لوله · لوله (یا استوانه)ی تلمبه · مثل برق رفتن · مخزن · میله ی توخالی · واحد سنجش آبگونه ها (در امریکا هر بشکه مساوی است با سه و نیم گالن - در مورد نفت : 24 گالن - مشروبات الکلی : 13 گالن) (درانگلیس هر بشکه : 63 گالن امپریالی) · یک عالمه
-
نَرِّه وال های چل بشکه ای. وال نر بالغ که بالغ بر چهل بشکه روغن دهد.
-
لوله سلاح
-
خپله · سپرسینه · سینه فراخ · چارشانه
-
(به ویژه در مورد تفنگ) دولول · (سخن) دوپهلو · (نام) تیره دار (مثلا Dr. John Bartle-Jones) · دارای دو هدف · دوگانه · مبهم
-
صندلی بشکه ای · صندلی تشک دوزی شده با پشتی گرد
-
بمب بشکهای · بمبهای بشکهای
-
(معماری) طاق ضربی (به شکل نیمه استوانه) · طاق آهنگ · گنبد دالانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن