ترجمه "basilic" به فارسی
(کالبد شناسی) ورید بازویی (روی عضله ی دو سر بازو), وابسته به ساختمان یا کلیسای مربع و مجلل (basilical هم می گویند) بهترین ترجمه های "basilic" به فارسی هستند.
basilic
adjective
noun
دستور زبان
royal; kingly [..]
-
(کالبد شناسی) ورید بازویی (روی عضله ی دو سر بازو)
-
وابسته به ساختمان یا کلیسای مربع و مجلل (basilical هم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " basilic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "basilic" با ترجمه به فارسی
-
اژدهای بالدار
-
جماسپرم
-
(گیاه شناسی) ریحان (از جنس Ocimum و خانواده ی نعناع : mint به ویژه O. basilicum که سبزی خوردن است) · 033 میلادی) · اسم خاص مذکر · بازل مقدس (حدود 97 · ریحان · شاهسپرم
-
ریحان
-
(گیاه شناسی) ریحان (Ocimum basilicum) · ریحان · شاهسپرم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن