ترجمه "basil" به فارسی

ریحان, شاهسپرم, (گیاه شناسی) ریحان (از جنس Ocimum و خانواده ی نعناع : mint به ویژه O. basilicum که سبزی خوردن است) بهترین ترجمه های "basil" به فارسی هستند.

basil verb noun دستور زبان

A plant (Ocimum basilicum). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ریحان

    noun

    An annual plant (Ocimum basilicum) of the Lamiaceae (or Labiate) family, grown as a herb and used in cooking to add flavor. [..]

    the old chests where they kept their clothes exhaled the warm smell of basil.

    از داخل صندوقهای لباسشان، همیشه بوی ریحان به مشام میرسید.

  • شاهسپرم

    plant

  • (گیاه شناسی) ریحان (از جنس Ocimum و خانواده ی نعناع : mint به ویژه O. basilicum که سبزی خوردن است)

  • ترجمه های کمتر

    • 033 میلادی)
    • اسم خاص مذکر
    • بازل مقدس (حدود 97
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " basil " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Basil proper noun

A male given name, in quiet but steady use in the UK. [..]

+ اضافه کردن

"Basil" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Basil در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

BASIL Acronym

biphasic acid scavenging utilising ionic liquids

+ اضافه کردن

"BASIL" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای BASIL در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "basil"

عباراتی شبیه به "basil" با ترجمه به فارسی

  • اژدهای بالدار
  • جماسپرم
  • (کالبد شناسی) ورید بازویی (روی عضله ی دو سر بازو) · وابسته به ساختمان یا کلیسای مربع و مجلل (basilical هم می گویند)
  • ریحان
  • (گیاه شناسی) ریحان (Ocimum basilicum) · ریحان · شاهسپرم
اضافه کردن

ترجمه های "basil" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه