ترجمه "basifixed" به فارسی

(گیاه شناسی) بن چسب, بن روی (وصل به ته ساقه) بهترین ترجمه های "basifixed" به فارسی هستند.

basifixed adjective دستور زبان

(botany) Said of anthers who are attached to the filament at the base and pointing away from the filament. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (گیاه شناسی) بن چسب

  • بن روی (وصل به ته ساقه)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " basifixed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "basifixed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه