ترجمه "basidium" به فارسی

بازیدیوم, گدو, (گیاه شناسی) بنیاده (سلول های دراز بنیاد قارچ ها) بهترین ترجمه های "basidium" به فارسی هستند.

basidium noun دستور زبان

(mycology) A small structure, shaped like a club, found in the Basidiomycota division of fungi, that bears four spores at the tips of small projections. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازیدیوم

  • گدو

  • (گیاه شناسی) بنیاده (سلول های دراز بنیاد قارچ ها)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " basidium " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "basidium" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه