ترجمه "basting" به فارسی
(دوزندگی) کوک زنی, نخ کوک زنی, چرب گوشت بهترین ترجمه های "basting" به فارسی هستند.
basting
noun
verb
دستور زبان
(obsolete, slang) A (physical) beating. [..]
-
(دوزندگی) کوک زنی
-
نخ کوک زنی
-
چرب گوشت
noun -
کوک
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " basting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "basting" با ترجمه به فارسی
-
(گیاه شناسی) · آبکش (بافت آوندی که شیره ی پرورده ی گیاهی را انتقال می دهد) · الیاف درست شده از آبکش های گیاهی (که درطناب و حصیر بافی کاربرد دارد) · لیف درخت
-
الياف درخت نمدار · الياف سطحي · الیاف نرم
-
(دوزندگی) کوک زدن · بخیه ی درشت زدن · تنبیه بدنی کردن · درشت و بطور موقت دوختن · سخت تاختن بر · شلال کردن · مورد حمله ی لفظی قرار دادن · نم زدن · چرب کردن (گوشت روی آتش) · چرب گوشت · چوب زدن · کتک مفصل زدن · کره ی آب کرده یا آب گوشت را روی گوشت در حال بریان شدن ریختن (تا آبدار و نرم شود) · کوک
-
نخ کوک · کوک
-
چرب گوشت · کوک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن