ترجمه "bastion" به فارسی
فروار, دژ, قلعه بهترین ترجمه های "bastion" به فارسی هستند.
bastion
noun
دستور زبان
a projecting part of a rampart or other fortification [..]
-
فروار
projecting part of a rampart
-
دژ
nounUnder King Hezekiah, however, Jerusalem has once again become a bastion of pure worship.
اما اورشلیم تحت حکومت حِزْقیّای پادشاه مجدداً به صورت دژ نفوذناپذیری برای پرستش پاک درآمده است.
-
قلعه
noun
-
ترجمه های کمتر
- ارک
- ارگ
- باستیون
- (مجازی) تکیه گاه
- پیشرفتگی دیوار دژ (برای گستردن میدان تیر و دید)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bastion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bastion"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن