ترجمه "batboy" به فارسی

پسری که چوگان های بازی بیس بال را گردآوری می کند ترجمه "batboy" به فارسی است.

batboy noun دستور زبان

(baseball, softball) A boy employed to watch over the bats, and assist the players in retrieving them during play. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پسری که چوگان های بازی بیس بال را گردآوری می کند

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " batboy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "batboy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه