ترجمه "bay" به فارسی

خلیج, شرم, کهر بهترین ترجمه های "bay" به فارسی هستند.

bay adjective verb noun دستور زبان

(geography) A body of water (especially the sea) more or less three-quarters surrounded by land. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خلیج

    noun

    body of water [..]

    It was sometimes hardly to be seen across the bay.

    چیزی نبود که بتوان در آن سوی خلیج دید.

  • شرم

    noun

    body of water

  • کهر

    noun

    hair coat color of horses

    Behind rode Vronsky on a dark bay mare

    در پشت سرشان ورانسکی بر پشت اسبی کهر و نژاده میآمد

  • ترجمه های کمتر

    • خور
    • افتخار
    • آخورک
    • خمکناره
    • شاخابه
    • کاهدان
    • انبارک
    • سربلندی
    • کوپه
    • شرف
    • جا
    • (به طور طولانی) عوعو کردن
    • (بیشتر در مورد اسب) قهوه ای مایل به قرمز
    • (در انبار) پستو
    • (در هواپیما و ناو فضایی و غیره)محفظه
    • (در پمپ بنزین) جای ماشین (در جلو پمپ)
    • (شکار و غیره را) در گوشه ای گیرانداختن
    • (معماری) فرورفتگی دیوار (که مجسمه یا میز در آن قرار می دهند)
    • (ناله ی گرگ و سگ و غیره) مویه
    • (گیاهانی مثل برگ بو و دهمست که در یونان و روم باستان از برگ آن برای شعرا و فاتحان تاج می ساختند) برگتاج
    • اتاقک فرعی
    • انحنای کناره
    • بخش برآمده ی ساختمان
    • به ستوه آوردن
    • جناح بنا
    • خلیج کوچک
    • درتنگنا قرار دادن
    • رجوع شود به laurel
    • رجوع شود به sick bay
    • زوزه کشیدن
    • شاه نشین
    • عاجز کردن
    • ناچار به نبرد کردن
    • هر حیوان این رنگی
    • واق واق توام با عوعو
    • واق واق توام با ناله
    • پنجره ی درون فرورفتگی دیوار (bay window هم می گویند)
    • پیشرفتگی زمین صاف (مثلا در جنگل یا کوهسار)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bay " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bay proper دستور زبان

A region of Somalia. [..]

+ اضافه کردن

"Bay" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bay در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "bay"

عباراتی شبیه به "bay" با ترجمه به فارسی

  • (گیاه شناسی) ماگنولیای ویرجینیایی (Magnolia virginiana) · برگ بو · رجوع شود به laurel
  • خلیجک جیمز (در خلیج هادسن)
  • سهره چهچههزن سینهکهر
  • خلیج پرودو (در شمال آلاسکا)
  • خلیج گوانتانامو (در جنوب کوبا که پایگاه آمریکایی گوانتانامو در آن قرار دارد)
  • خلیج بیسکای
  • عنوان ایالت Massachusetts
  • خلیج دوینا (در شمال روسیه)
اضافه کردن

ترجمه های "bay" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه