ترجمه "bawl" به فارسی
نعره, مویه, (با صدای بلند) گریستن بهترین ترجمه های "bawl" به فارسی هستند.
bawl
verb
دستور زبان
(intransitive) To shout or utter in a loud and intense manner. [..]
-
نعره
nounFor one, I cannot bawl very heartily and work very recklessly at one and the same time.
من که در حد خود نمیتوانم در آن احد از صمیم دل نعره برآورم و با شدت هرچه تمامتر کار کنم.
-
مویه
-
(با صدای بلند) گریستن
-
ترجمه های کمتر
- صدای حاکی از رنج
- صدای گاو در آوردن
- ضجه کردن
- فریاد دلخراش
- مویه کردن
- نعره کشیدن
- گریه و زاری کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bawl " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bawl" با ترجمه به فارسی
-
تازیانه زدن · خطابه گفتن · زخم زبان زدن · سرزنش کردن · شکست دادن · پرچانگی کردن · گله کردن از
اضافه کردن مثال
اضافه کردن