ترجمه "bawdry" به فارسی
جندگی, فاحشگی, وقاحت بهترین ترجمه های "bawdry" به فارسی هستند.
bawdry
noun
دستور زبان
The practice of procuring women for the gratification of lust. [..]
-
جندگی
-
فاحشگی
-
وقاحت
noun
-
ترجمه های کمتر
- زشت
- (قدیمی) روسپی گری
- حرف رکیک
- سخن سخیف
- هرزه زبانی
- هرزه گویی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bawdry " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن