ترجمه "bawd" به فارسی
فاحشه, هرجایی, (نادر) جنده بهترین ترجمه های "bawd" به فارسی هستند.
bawd
adjective
verb
noun
دستور زبان
A person who keeps a house of prostitution, or procures women for a lewd purpose; a procurer or procuress; [..]
-
فاحشه
noun -
هرجایی
-
(نادر) جنده
-
ترجمه های کمتر
- رئیس جنده ها
- سر روسپی
- فاحشه خانه دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bawd " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن