ترجمه "beacon" به فارسی

فانوس دریایی, دریابرج, رهنما بهترین ترجمه های "beacon" به فارسی هستند.

beacon verb noun دستور زبان

A signal fire to notify of the approach of an enemy, or to give any notice, commonly of warning or guiding. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فانوس دریایی

    noun

    It will show him the way like a beacon.

    خواهد او را در راه مانند یک فانوس دریایی را نشان می دهد.

  • دریابرج

  • رهنما

  • ترجمه های کمتر

    • فار
    • (راه یا آینده را) منور کردن
    • (شخص) رهبر
    • (فرستنده ی رادیویی که برای راهنمایی هواپیما درمه یا شب نشان پراکنی می کند) ایستگاه هدایت
    • آتش (یا نور) آگهساز
    • آتش (یا نور) راهنما
    • آتشی که برای مخابره برفراز تپه یا برج و غیره روشن می کردند
    • دریا برج (یا فانوس دریایی) ایجاد کردن
    • راهنمایی یا آگه سازی کردن
    • مناره البحر
    • منور کننده
    • چراغ خانه
    • چراغ دریایی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " beacon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Beacon proper

A town in Western Australia. [..]

+ اضافه کردن

"Beacon" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Beacon در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "beacon"

عباراتی شبیه به "beacon" با ترجمه به فارسی

  • فانوس دریایی · چراغ خانه · چراغ دریایی
  • (فرستنده ای که مرتب برای هدایت هواپیما و کشتی وغیره علامت می فرستد) دستگاه راهنمایی رادیویی · آنتن بی سیم
  • (دریانوردی) راهنمای رادار · شاخک رادار · فک رادار
اضافه کردن

ترجمه های "beacon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه