ترجمه "bearable" به فارسی

تاب آوردنی, تحمل پذیر بهترین ترجمه های "bearable" به فارسی هستند.

bearable adjective دستور زبان

Able to be borne; tolerable; endurable. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تاب آوردنی

  • تحمل پذیر

    I stared at her face and tried to think of some way to make the future bearable.

    به صورت او خیره شدم و سعی کردم به راهی بیندیشم که آینده را تحمل پذیر کند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bearable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "bearable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه