ترجمه "befuddlement" به فارسی

گیجی, فریفتگی, سردرگمی بهترین ترجمه های "befuddlement" به فارسی هستند.

befuddlement noun دستور زبان

The characteristic of being befuddled. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گیجی

    noun
  • فریفتگی

  • سردرگمی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • مستی
    • حیرت
    • بهت
    • دست پاچگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " befuddlement " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "befuddlement" با ترجمه به فارسی

  • (با الکل و غیره) مست لایعقل کردن · از خود بیخود کردن · سرمست کردن · مست کردن · مغشوش کردن · گیج و مبهوت کردن
  • گرفته
اضافه کردن

ترجمه های "befuddlement" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه