ترجمه "beggary" به فارسی

گدایی, مستمندان, گدایان بهترین ترجمه های "beggary" به فارسی هستند.

beggary adjective noun دستور زبان

The state of a beggar; indigence, extreme poverty. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گدایی

  • مستمندان

  • گدایان

  • ترجمه های کمتر

    • بینوایی
    • دریوزگی
    • مسکینی
    • بی چیزی
    • تکدیگری
    • فقر شدید
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " beggary " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "beggary" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه