ترجمه "beggarly" به فارسی

گدا, مسکینانه, نابسنده بهترین ترجمه های "beggarly" به فارسی هستند.

beggarly adjective adverb دستور زبان

In the manner of a beggar. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گدا

    noun

    There is likewise a kind of beggarly princes in Europe, not able to make war by themselves

    همچنین نوعی از شاهان گدا منش در اروپا هستند که خودشان نمیتوانند به تنهائی بجنگند

  • مسکینانه

  • نابسنده

  • ترجمه های کمتر

    • گدامنش
    • گداوار
    • بینوا
    • ندار
    • ناچیز
    • بیچاره
    • بی ارزش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " beggarly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "beggarly" با ترجمه به فارسی

  • تهیدستی · فرومایگی · پستی · گدامنشی · گدایی
اضافه کردن

ترجمه های "beggarly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه