ترجمه "belay" به فارسی
(کشتیرانی) دست نگه دار!, (کوهنوردی) با طناب (شخص یا چیزی را) نگهداشتن, با پیچیدن دور گیره (یا قلاب یا قرقره ی فلزی و غیره) طناب را محکم کردن بهترین ترجمه های "belay" به فارسی هستند.
belay
verb
noun
دستور زبان
(nautical, transitive) To make (a rope) fast by turning it round a cleat or belaying pin. [..]
-
(کشتیرانی) دست نگه دار!
-
(کوهنوردی) با طناب (شخص یا چیزی را) نگهداشتن
-
با پیچیدن دور گیره (یا قلاب یا قرقره ی فلزی و غیره) طناب را محکم کردن
-
ترجمه های کمتر
- بس است !
- طناب را دور دیرکچه گره زدن
- محاط کردن
- محکم نگهداشتن
- نکن !
- وایستا!
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " belay " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "belay" با ترجمه به فارسی
-
(کشتیرانی) گوه یا میله ای که بر سوراخ نرده ی کشتی فرو می رود و طناب مهار را دور آن گره می زنند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن