ترجمه "believe" به فارسی
باور کردن, اعتقاد کردن, ایمان داشتن بهترین ترجمه های "believe" به فارسی هستند.
(transitive) To think something is true without having proof or empirical evidence. [..]
-
باور کردن
verbto accept that someone is telling the truth (object: person) [..]
Tom didn't believe it for a second.
تام یک لحظه هم آن را باور نکرد.
-
اعتقاد کردن
verb -
ایمان داشتن
to have religious faith; to believe in a greater truth
It is not enough, however, merely to believe in Him and His mission.
با این حال، صرفاً به او و مأموریتش ایمان داشتن، کافی نیست.
-
ترجمه های کمتر
- گمان داشتن
- باورمندی، ایمان داشتن، مومن بودن
- پنداشتن
- آوری داشتن
- اطمینان کردن به
- اعتقاد داشتن
- اعتماد داشتن به
- راست پنداشتن
- فکر کردن
- گمان کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " believe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Believe" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Believe در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "believe" با ترجمه به فارسی
-
تخیلی · تظاهر · دروغین · ساختگی · ساختگی بودن · متظاهر · متظاهرانه · وانمود · وانمودگر · وانمودگرانه · وانمودین
-
ب
-
سندرم مومن راستین
-
به خدا اعتقاد داری؟ · به خدا اعتقاد دارید؟
-
بااعتقاد · مؤمن · معتقد
-
باورکردنی · معتبر
-
اعتباردهنده · ایمان اورنده · با ايمان · با ایمان · عابد · مؤمن · معتقد · مومن
-
ایمان آورد · باور داشته · مومن شد