ترجمه "believer" به فارسی
معتقد, مؤمن, مومن بهترین ترجمه های "believer" به فارسی هستند.
believer
noun
دستور زبان
A person who believes; especially regarding religion. [..]
-
معتقد
nounPerson that believes in a religion.
He believed it had its origins in magic.
او معتقد بود که این راه نجات، در جادو ریشه دارد.
-
مؤمن
adjective nounperson who believes
You have not seen a single great believer, or a single great skeptic.
تو حتی یک مؤمن بزرگ و یا یک زندیق بزرگ ندیدهای
-
مومن
I like having a believer in the crew.
حيف شد ، اي کاش تو خدمه يه مومن داشتيم.
-
ترجمه های کمتر
- اعتباردهنده
- عابد
- ایمان اورنده
- با ايمان
- با ایمان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " believer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "believer" با ترجمه به فارسی
-
تخیلی · تظاهر · دروغین · ساختگی · ساختگی بودن · متظاهر · متظاهرانه · وانمود · وانمودگر · وانمودگرانه · وانمودین
-
ب
-
سندرم مومن راستین
-
آوری داشتن · اطمینان کردن به · اعتقاد داشتن · اعتقاد کردن · اعتماد داشتن به · ایمان داشتن · باور کردن · باورمندی، ایمان داشتن، مومن بودن · راست پنداشتن · فکر کردن · پنداشتن · گمان داشتن · گمان کردن
-
به خدا اعتقاد داری؟ · به خدا اعتقاد دارید؟
-
بااعتقاد · مؤمن · معتقد
-
باورکردنی · معتبر
-
ایمان آورد · باور داشته · مومن شد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن