ترجمه "believable" به فارسی
باورکردنی, معتبر بهترین ترجمه های "believable" به فارسی هستند.
believable
adjective
دستور زبان
Capable of being believed; credible. [..]
-
باورکردنی
It was impossible to believe that she would never come into that room again.
باورکردنی نبود که بل انش دیگرهرگز باطاق نیاید.
-
معتبر
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " believable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "believable" با ترجمه به فارسی
-
تخیلی · تظاهر · دروغین · ساختگی · ساختگی بودن · متظاهر · متظاهرانه · وانمود · وانمودگر · وانمودگرانه · وانمودین
-
ب
-
سندرم مومن راستین
-
آوری داشتن · اطمینان کردن به · اعتقاد داشتن · اعتقاد کردن · اعتماد داشتن به · ایمان داشتن · باور کردن · باورمندی، ایمان داشتن، مومن بودن · راست پنداشتن · فکر کردن · پنداشتن · گمان داشتن · گمان کردن
-
به خدا اعتقاد داری؟ · به خدا اعتقاد دارید؟
-
بااعتقاد · مؤمن · معتقد
-
اعتباردهنده · ایمان اورنده · با ايمان · با ایمان · عابد · مؤمن · معتقد · مومن
-
ایمان آورد · باور داشته · مومن شد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن