ترجمه "belief" به فارسی
باور, اعتماد, اعتقاد بهترین ترجمه های "belief" به فارسی هستند.
Mental acceptance of a claim as truth regardless of supporting or contrary empirical evidence. [..]
-
باور
nounthe quality or state of believing [..]
Her vanity leaped to the aid of her desire to believe, making belief a certainty.
غرور به کمک آرزو آمد تا باور کند، یقینی را به وجود آورد.
-
اعتماد
nounOnce again I request you to have that belief in me.
.امروز بازم ازتون می خوام بهم اعتماد کنین
-
اعتقاد
nounباور- عقیده
If you have a belief transplant, would you be the same person?
اگر شما اعتقادات خود را عوض کنید آیا باز هم همان شخص خواهید بود؟
-
ترجمه های کمتر
- ایمان
- عقیده
- معتقدات
- اطمینان
- گمان
- آور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " belief " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Belief" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Belief در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "belief" با ترجمه به فارسی
-
معتقدات
-
رودخانههای ایمان
-
آیین · باور مذهبی · دین · مذهب · کیش
-
استدلال غلط
-
نظام باورها
-
انتشار باور
-
مجرمیت · محکومیت
-
انتخاب غذا · ترجيحات دامخوراكی · ترجيحات رژيمي · ترجيحات غذايی · ترجیحات تغذیهای · عقايد مربوط به غذا