ترجمه "bellybutton" به فارسی

ناف, وسط, (عامیانه) ناف بهترین ترجمه های "bellybutton" به فارسی هستند.

bellybutton noun دستور زبان

(informal) the navel or umbilicus [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناف

    noun

    A scar where the umbilical cord was attached.

    Do gooses get goosebumps and why is bellybutton lint blue?

    آيا غازها زگيل در ميارن و اينکه چرا محتويات ناف ، آبي ميشه ؟

  • وسط

    noun
  • (عامیانه) ناف

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bellybutton " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "bellybutton"

اضافه کردن

ترجمه های "bellybutton" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه