ترجمه "bench mark" به فارسی

(مساحی و غیره) انگپایه, سنجه, محک بهترین ترجمه های "bench mark" به فارسی هستند.

bench mark noun

a surveyor's mark on a permanent object of predetermined position and elevation used as a reference point

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (مساحی و غیره) انگپایه

  • سنجه

  • محک

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • معیار
    • معیار سنجش بلندی
    • نشان
    • نشان، قاعده کلی، قاعده کلی سر انگشتی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bench mark " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "bench mark" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه