ترجمه "benchmarking" به فارسی
محک زنی, ارزیابی وضع موجود, الگو گیری بهترین ترجمه های "benchmarking" به فارسی هستند.
benchmarking
noun
verb
دستور زبان
Present participle of benchmark. [..]
-
محک زنی
but sums it up into a single number that we can use as our benchmark
اما همه را در یک عدد خلاصه می کند تا با آن محک زنی کنیم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " benchmarking " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Benchmarking
-
ارزیابی وضع موجود
-
الگو گیری
-
الگوبرداری
-
محک زنی، مقایسه برای محک زنی – بهینه کاوی – الگوبرداری
عباراتی شبیه به "benchmarking" با ترجمه به فارسی
-
شغل نمونه
-
محک · نقاط مبنا
-
محک · نقاط مبنا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن