ترجمه "benevolence" به فارسی
خیرخواهی, احسان, سخاوت بهترین ترجمه های "benevolence" به فارسی هستند.
benevolence
noun
دستور زبان
(uncountable) disposition to do good [..]
-
خیرخواهی
This procedure of theirs, to be sure, was very disinterested and benevolent of them.
باید یقین کرد که طرز عمل آن دو به کلی عاری از علاقه شخصی و محض خیرخواهی بود.
-
احسان
noun -
سخاوت
♪ ♫ Yöur benevolence's is beyond par. ♪
" سخاوت مندي تو بي پايانه "
-
ترجمه های کمتر
- عاطفه
- خیرات
- سخاوتمندی
- کرامت
- اعانه
- عطوفت
- (در قدیم) وام اجباری (که برخی از شاهان انگلیس از شهروندان خود می گرفتند)
- نوع پرستی
- نیک خواهی
- گشاده دستی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " benevolence " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "benevolence" با ترجمه به فارسی
-
ازروی خیرخواهی · خیرخواهانه · نیکخواهانه
-
استبدادی، خیراندیشانه
-
مستبد دست و دلباز
-
بشردوست · خیراندیش · خیرخواه · رئوف · سخاوتمند · صاحب کرم · نوع پرست · نیکخواه · نیککامه · پرعطوفت · کریم · گشاده دست
-
بشردوست · خیراندیش · خیرخواه · رئوف · سخاوتمند · صاحب کرم · نوع پرست · نیکخواه · نیککامه · پرعطوفت · کریم · گشاده دست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن