ترجمه "berserk" به فارسی
شوریده, دیوانه, آشفته بهترین ترجمه های "berserk" به فارسی هستند.
berserk
adjective
noun
دستور زبان
A crazed Norse warrior who fought in a frenzy. [..]
-
شوریده
adjective noun -
دیوانه
adjective nounBjorn must have murdered our Berserker.
حتما بیورن دیوانه ی ما رو کشته
-
آشفته
adjective
-
ترجمه های کمتر
- کالفته
- از جا در رفته
- از خودبیخود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " berserk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "berserk" با ترجمه به فارسی
-
آدم خشن و اهل شدت عمل · برزرکر · جنگاور اسکاندیناوی · خشمگین و آشفته · دیوانه · شوریده · کالفته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن