ترجمه "beset" به فارسی

احاطه کردن, پوشاندن, محصور، محاط، گرفتار بهترین ترجمه های "beset" به فارسی هستند.

beset verb دستور زبان

(transitive) To surround or hem in [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • احاطه کردن

    verb

    When I got back to the hotel crowds were besetting it, and at the door stood a grey Rolls Royce, which I knew for Allenby's.

    وقتی به هتل بازگشتم، جمعیت زیادی هتل را احاطه کرده، جلو در رولزرویسی خاکستری که میدانستم به آلن بای تعلق دارد ایستاده بودند.

  • پوشاندن

  • محصور، محاط، گرفتار

  • ترجمه های کمتر

    • از هر سو تاختن بر
    • تحریک کردن
    • دچار کردن
    • لخت کردن
    • محاصره کردن
    • مزین کردن
    • مزین کردن با
    • معترض شدن
    • کاس کردن
    • گریبانگیر شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " beset " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "beset" با ترجمه به فارسی

  • به ستوه آورنده · حمله ور (از هر سو) · پر آزار
اضافه کردن

ترجمه های "beset" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه