ترجمه "besetting" به فارسی
به ستوه آورنده, حمله ور (از هر سو), پر آزار بهترین ترجمه های "besetting" به فارسی هستند.
besetting
noun
verb
دستور زبان
Present participle of beset. [..]
-
به ستوه آورنده
-
حمله ور (از هر سو)
-
پر آزار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " besetting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "besetting" با ترجمه به فارسی
-
احاطه کردن · از هر سو تاختن بر · تحریک کردن · دچار کردن · لخت کردن · محاصره کردن · محصور، محاط، گرفتار · مزین کردن · مزین کردن با · معترض شدن · پوشاندن · کاس کردن · گریبانگیر شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن