ترجمه "besiegement" به فارسی
گردگیری, محاصره بهترین ترجمه های "besiegement" به فارسی هستند.
besiegement
noun
دستور زبان
The act of besieging, or the state of being besieged.
-
گردگیری
-
محاصره
So now at last the City was besieged, enclosed in a ring of foes.
پس اکنون سرانجام شهر در محاصره بود و در حلقه حصر دشمنان قرار داشت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " besiegement " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن