ترجمه "besmirch" به فارسی

بدنام کردن, بد نام کردن, بی آبرو کردن بهترین ترجمه های "besmirch" به فارسی هستند.

besmirch verb دستور زبان

(transitive) To make dirty; to soil. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بدنام کردن

    verb
  • بد نام کردن

    verb
  • بی آبرو کردن

  • ترجمه های کمتر

    • لجن مال کردن
    • کثیف کردن
    • گلی یا خاکی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " besmirch " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "besmirch" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه