ترجمه "better" به فارسی

بهبودی, بهبودن, بِهتَر بهترین ترجمه های "better" به فارسی هستند.

better Verb verb noun adjective adverb دستور زبان

comparative form of well: more well [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بهبودی

    verb

    to improve

    and feeling decidedly better, had determined to await the prince on the verandah.

    وی که احساس بهبودی کامل در حالش میکرد تصمیم گرفته بود در تراس منتظر بازگشت شاهزاده گردد و بنابراین روی نیمکتی دراز کشیده بود.

  • بهبودن

    verb

    to improve

  • بِهتَر

    comparative of the adjectives good or well [..]

  • ترجمه های کمتر

    • بختر
    • بهتر
    • بهتر کردن
    • اولی
    • بیشتر
    • مهتر
    • بهترشدن
    • ارشد
    • (از نظر سلامتی) بهتر
    • اصلاح کردن
    • بزرگتر
    • بهبود بخشیدن
    • بهتر بودن از
    • بهتر شدن
    • حالت تفضیلی صفت : good و حالت تفضیلی قید well
    • رجوع شود به bettor
    • پیشی گرفتن
    • چاره کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " better " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "better" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "better" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه