ترجمه "bitt" به فارسی

تیرچوبی کلفت بر عرشه ی کشتی (که طناب ها و کابل ها را دور آن می پیچند), موت جفتی بهترین ترجمه های "bitt" به فارسی هستند.

bitt verb noun دستور زبان

To put round the bitts; as, to bitt the cable, in order to fasten it or to slacken it gradually, which is called veering away. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تیرچوبی کلفت بر عرشه ی کشتی (که طناب ها و کابل ها را دور آن می پیچند)

  • موت جفتی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bitt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "bitt"

عباراتی شبیه به "bitt" با ترجمه به فارسی

  • (کشتیرانی) هریک از دو پایه چوبی دوار · پایه ی دوار
اضافه کردن

ترجمه های "bitt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه