ترجمه "bitten" به فارسی
یکی از دو اسم مفعول فعل : bite ترجمه "bitten" به فارسی است.
bitten
verb
Past participle of bite [..]
-
یکی از دو اسم مفعول فعل : bite
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bitten " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bitten" با ترجمه به فارسی
-
(اسب) مگسی · (محل) پر از کک · (مسافرخانه و غیره) بد و ارزان قیمت · لکنته · کک زده · کک گزیده
-
(در اصل - سگ) گازگیر · (مجازی) مارگزیده · جنگجو · سخت گاز · سختی کشیده · سرد و گرم چشیده · سرسخت · سرسختانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن