ترجمه "bittern" به فارسی

بوتیمار, (آب تلخی که پس از تبلور نمک دریا باقی می ماند) تلخابه, (جانورشناسی) بوتیمار (Botaurinae - نر انواع جنس Botaurus آن صدای ترقه مانندی می کند) بهترین ترجمه های "bittern" به فارسی هستند.

bittern noun دستور زبان

Several bird species in the heron family Ardeidae. The species commonly named bitterns tend to have a relatively short neck in comparison with the other members of the family. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بوتیمار

    noun

    it was a huge open air salon through which no less than two hundred bitterns

    آنجا یک سالن روباز بزرگی بود که در اطراف آن تعدادی بوتیمار که کمتر از دویست عدد نبودند،

  • (آب تلخی که پس از تبلور نمک دریا باقی می ماند) تلخابه

  • (جانورشناسی) بوتیمار (Botaurinae - نر انواع جنس Botaurus آن صدای ترقه مانندی می کند)

  • غم خورک

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bittern " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bittern
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بوتیمار

    it was a huge open air salon through which no less than two hundred bitterns

    آنجا یک سالن روباز بزرگی بود که در اطراف آن تعدادی بوتیمار که کمتر از دویست عدد نبودند،

تصاویر با "bittern"

عباراتی شبیه به "bittern" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bittern" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه