ترجمه "bitty" به فارسی
ناهمبسته, (امریکا) کوچولو, (انگلیس) متشکل از قطعات ریز بهترین ترجمه های "bitty" به فارسی هستند.
bitty
adjective
noun
دستور زبان
Containing bits; fragmented [..]
-
ناهمبسته
-
(امریکا) کوچولو
-
(انگلیس) متشکل از قطعات ریز
-
ترجمه های کمتر
- (در کاربرد کودکان) کوچول
- تکه تکه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bitty " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bitty" با ترجمه به فارسی
-
(عامیانه - زبان کودکانه) کوچولو · ریزه پیزه · فسقلی (itsy-bitsy هم می نویسند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن