ترجمه "bituminous" به فارسی
قیرسان, قیرمانند, قیری بهترین ترجمه های "bituminous" به فارسی هستند.
bituminous
adjective
noun
دستور زبان
Of or pertaining to bitumen. [..]
-
قیرسان
-
قیرمانند
-
قیری
-
ترجمه های کمتر
- دارای قیر
- ساخته شده از قیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bituminous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bituminous" با ترجمه به فارسی
-
زغال بیتومینه · زغال سنگ قیری (که هنگام سوخت دود و خاکستر زیادی تولید می کند) (soft coal هم می گویند)
-
قیر اندودسازی
-
تبدیل به بیتومن یا قیر کردن · قیر کردن · قیراندود کردن
-
ایزوگام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن