ترجمه "bitumen" به فارسی
آسفالت, قیر, بیتومن بهترین ترجمه های "bitumen" به فارسی هستند.
bitumen
noun
دستور زبان
Mineral pitch; a black, tarry substance, burning with a bright flame; Jew’s pitch. It occurs as an abundant natural product in many places, as on the shores of the Dead and Caspian Seas. It is used in cements, in the construction of pavements, et cetera. [..]
-
آسفالت
-
قیر
Natural bitumen comes in two forms—liquid and solid.
قیر در طبیعت به دو شکل موجود است: مایع و جامد.
-
بیتومن
and these very small pieces we can mix to the bitumen.
و این قطعات را با بیتومن مخلوط کنیم.
-
ترجمه های کمتر
- (انواع قیرهایی که از پالایش نفت و قیرزغال سنگ و قیر زغال چوب به دست آید) قیر
- (قیری که به حالت طبیعی و خالص در معدن یافت شود) قیر طبیعی
- قیر طبیعی
- قیر معدنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bitumen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bitumen" با ترجمه به فارسی
-
شبدر بيتومن · پسورالئا بیتومینوزا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن