ترجمه "blankness" به فارسی
سفیدی, سادگی بهترین ترجمه های "blankness" به فارسی هستند.
blankness
noun
دستور زبان
The characteristic of being blank. [..]
-
سفیدی
The veela had started to dance, and Harry's mind had gone completely and blissfully blank.
پری زادها شروع به رقصیدن کردند و مغز هری همچون کاغذ سفیدی از هر نوع فکری پاک شد.
-
سادگی
nounHis face was as benign as ever, but unlike before, I sensed a strange blankness behind the facade.
چهرهاش مثل همیشه مهربان بود، اما برخلاف قبل، سادگی عجیبی در چهرهاش حس کردم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " blankness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "blankness" با ترجمه به فارسی
-
چک سفید
-
The method of sheet metal feed plays an important role when considering the overall cost effectiveness of forming and blanking lines. When producing small sheet metal parts, the sheet metal c
-
چک سفید
-
(تیراندازی) هدف · (خودمانی) رجوع شود به blankety-blank · (در بخت آزمایی و غیره) بلیطبازنده · (در مسابقات و غیره) حریف را بی امتیاز یا صفر نگه داشتن 1 · (در مورد توجه یا قیافه و غیره) غیر متمرکز · (عامیانه) لعنت ! · از روی بی حواسی یا بی علاقگی · بلیط باطل شده · بی بار · بی در و پیکر · ته سوش بلیط · تهی · جای خالی · جای ننوشته · حفره · خالی · سفيد · سفید · عاری از نوشته · فشنگ مشقی · فلان فلان شده · لخت و خالی · لعنتی ! · محصول تکمیل نشده · محفظه · مرکز نشانه · نشانه · نقطه ابهام · نقطه ی مرکزی هدف · پوچ · چند نقطه یا یک خط کوتاه به علامت اینکه مطالبی حذف شده است 0 · گلوله ی دارای باروت ولی بدون ساچمه (blank cartridge هم می گویند)
-
شعر بی قافیه (که هر سطر آن ده هجا یا پنج گام دارد و موزون است) · شعر سپید · شعر منثور · شعرسپید
-
اختیار تام · ریش و قیچی · چک امضا شده که مبلغ آن را دریافت کننده به میل خود در چک می نویسد · چک سفید · چک سفید امضا · چک ننوشته
-
چک سفید
-
برات سفید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن