ترجمه "blaring" به فارسی
بانگ, طنین افکندن بهترین ترجمه های "blaring" به فارسی هستند.
blaring
noun
adjective
verb
دستور زبان
Any loud noise, such as from an elephant. [..]
-
بانگ
noun -
طنین افکندن
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " blaring " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "blaring" با ترجمه به فارسی
-
(در مورد نور یا رنگ) زننده · با صدای بلند اعلام کردن یا گفتن · بافریاد گفتن · بانگ · جار زدن · صدای بلند و گوشخراش (مثل صدای بلندگو یا چندین شیپور) · صدای گاو · صدای گوشخراش دادن · طنین افکندن · عر و عر کردن · نفیر · چشم آزار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن