ترجمه "blasphemer" به فارسی

کافر, کفرگو, کفرگوینده بهترین ترجمه های "blasphemer" به فارسی هستند.

blasphemer noun دستور زبان

One who commits blasphemy; a person who mocks or derides a deity or religion, or claims to be God. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کافر

    noun

    Hush, don't laugh, blasphemer!

    ساکت شوید، جسارت نکنید، کافر!

  • کفرگو

    noun

    Paul well knew that he had been “a blasphemer and a persecutor and an insolent man.”

    او بهخوبی میدانست که پیش از آن شخصی «کفرگو، آزاررسان و گستاخ» بود.

  • کفرگوینده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blasphemer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "blasphemer" با ترجمه به فارسی

  • توهین آمیز (به خدا و مقدسات) · ناسزا · کفر آمیز · کفرآمیز
  • بدزبانی کردن · به خدا یا مقدسات بی احترامی کردن · دشنام دادن · فحش دادن · لعنت کردن · مورد انتقاد شدید قرار گرفتن · ناسزاگویی · هتاکی کردن · کفر گفتن · کفر گفتن، حمله به مقدسات · کفرگویی کردن
اضافه کردن

ترجمه های "blasphemer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه