ترجمه "blasphemous" به فارسی
کفر آمیز, کفرآمیز, ناسزا بهترین ترجمه های "blasphemous" به فارسی هستند.
blasphemous
adjective
دستور زبان
Lacking piety or respect for the sacred. Resembling blasphemy. [..]
-
کفر آمیز
adjectivebecause it's considered blasphemous
چونکه عملی کفر آمیز
-
کفرآمیز
Everything about them, down to the blasphemous magic that binds us all to their stupidity.
به عمق جادوی کفرآمیز میره که کاملا مارو به حماقت اونا متصل میکنه
-
ناسزا
At one time he raved and blasphemed
گاهی دچار هذیان شده و ناسزا میگفت،
-
توهین آمیز (به خدا و مقدسات)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " blasphemous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "blasphemous" با ترجمه به فارسی
-
کافر · کفرگو · کفرگوینده
-
بدزبانی کردن · به خدا یا مقدسات بی احترامی کردن · دشنام دادن · فحش دادن · لعنت کردن · مورد انتقاد شدید قرار گرفتن · ناسزاگویی · هتاکی کردن · کفر گفتن · کفر گفتن، حمله به مقدسات · کفرگویی کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن