ترجمه "blastula" به فارسی
تنداله, جوانه, (زیست شناسی) بلاستولا بهترین ترجمه های "blastula" به فارسی هستند.
blastula
noun
دستور زبان
(embryology) An early form in the development of an embryo, consisting of a spherical layer of cells filled with fluid; a blastosphere. [..]
-
تنداله
-
جوانه
embryogenesis
-
(زیست شناسی) بلاستولا
-
رویان رده (مرحله ای از رشد رویان که عبارت است از یک رده سلول که تشکیل حفره یا کیسه ای را می دهند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " blastula " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن