ترجمه "blasts" به فارسی

بادزدگی, بلاستها بهترین ترجمه های "blasts" به فارسی هستند.

blasts verb noun

Plural form of blast. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بادزدگی

  • بلاستها

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blasts " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "blasts" با ترجمه به فارسی

  • ، تباه شدهفاسد، فاسد شده، خراب شده، پژمرده، چروکیده · آفت زده · بی برگ · تباه · ترکیده · سر در گم · لعنتی · ملعون · نابود · پژمرده
  • (امریکا - خودمانی) محکم چوگان زدن (در بیس بال) · (با انفجار) کندن · آفت زده کردن · اثر ناگهانی و زیانبار (آفت گیاهی · انتقاد شدید و ناگهانی · انفجار · باد · بافریاد گفتن · بمب یا دینامیت) · ترکاندن، پکاندن · ترکش · ترکیدن · تمایل · تند باد · تنده [epiblast] · توپ را محکم زدن · جار زدن · جرثومه · جریان شدید و ناگهانی باد (در اثر انفجار یا زدن شیپور و غیره) · جوانه · دمش · دمیدن · ذره · صدای بلند و گوشخراش کردن · صدای وزش (باد یا جریان گاز در لوله یا هوا در شیپور) · صدمه زدن · ضربه ی محکم (با چوگان) · مزمزه · منفجر شدن · نفیر · نکوهش شدید · وزش شدید و یکنواخت هوا (مثلا در کوره های بلند ذوب فلز) · پسوند: شکوفه
  • پُف، نفخه، فوت
  • بلاستها (گياهان)
  • (فلزکاری) کوره ی دمشی · کوره بلند · کوره ذوب آهن · کوره ی بلند
  • خانمان برانداز
  • ، تباه شدهفاسد، فاسد شده، خراب شده، پژمرده، چروکیده · آفت زده · بی برگ · تباه · ترکیده · سر در گم · لعنتی · ملعون · نابود · پژمرده
  • (امریکا - خودمانی) محکم چوگان زدن (در بیس بال) · (با انفجار) کندن · آفت زده کردن · اثر ناگهانی و زیانبار (آفت گیاهی · انتقاد شدید و ناگهانی · انفجار · باد · بافریاد گفتن · بمب یا دینامیت) · ترکاندن، پکاندن · ترکش · ترکیدن · تمایل · تند باد · تنده [epiblast] · توپ را محکم زدن · جار زدن · جرثومه · جریان شدید و ناگهانی باد (در اثر انفجار یا زدن شیپور و غیره) · جوانه · دمش · دمیدن · ذره · صدای بلند و گوشخراش کردن · صدای وزش (باد یا جریان گاز در لوله یا هوا در شیپور) · صدمه زدن · ضربه ی محکم (با چوگان) · مزمزه · منفجر شدن · نفیر · نکوهش شدید · وزش شدید و یکنواخت هوا (مثلا در کوره های بلند ذوب فلز) · پسوند: شکوفه
اضافه کردن

ترجمه های "blasts" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه